نقد نهایی بری – خداحافظی با بهترین نمایش واقعی تلویزیون | تلویزیون و رادیو

دبلیوخب، همین بهترین سریال تلویزیون به پایان رسید. از سال 2018، به لطف توانایی عالی خود در ترکیب کمدی باورنکردنی با نوعی درام شدید که شکم شما را برای روزها گره می زند، از رقبای خود بالاتر رفته است. و اکنون تمام شده است. چهار فصل و تمام شد. جانشینی؟ چی؟ نه، من در مورد بری صحبت می کنم.

بری با “وای” پایان یافته است، قسمتی از تلویزیون که کار قابل توجه ایجاد یک پایان قطعی و جهش به جلو در یک دهه (برای دومین بار در یک ماه) را انجام داد، در حالی که همچنان توانسته است طنز تلخ هالیوود باشد که همیشه بوده است. . این یک دستاورد خارق‌العاده بود، و نمی‌توانید احساس کنید که لیاقت آن بسیار بیشتر از بازی دومین موز برای جانشینی بود.

اما اول، در مورد آن فینال. در واقع، تنها یک راه وجود داشت که “وای” می توانست به پایان برسد، و آن مرگ بری بود. این مردی بود که تقریباً بیش از هر شخصیت دیگری در تلویزیون مرتکب جنایات – چه قانونی و چه اخلاقی – شده است، و برای نمایشی به این اندازه درگیر رستگاری، همیشه باید بمیرد. بهبود شخصی کارساز نبود. زندان کار نکرد با این حال شما می خواهید توصیف کنید که رابطه او با سالی کارساز نبود. در پایان، اشاره‌ای وجود داشت که بری کیک خود را می‌خورد و آن را می‌خورد – او می‌خواست خودش را تحویل دهد که به قتل رسید – اما پایان یک پایان عادلانه بود.

با این تفاوت که این پایان کار نبود. پایان واقعی در طول یک فلش فوروارد 10 ساله دیگر اتفاق افتاد و جان بری و پسر نوجوان سالی در حال تماشای فیلم ساخته شده درباره زندگی بری بودند. نه تنها یک روایت دروغین هالیوودی را ارائه داد – بری را به عنوان یک آدم بدبخت معرفی کرد که توسط مغز متفکر جنایتکار، جن کوزینو، و سپس با افتخارات کامل در آرلینگتون به خاک سپرده شد – بلکه خود را به عنوان یک مزخرف بی ارزش، آغشته به خون، و بیهوده بیش از حد ساده شده معرفی کرد. بسیاری از مردم پنهانی آرزو می کردند که ای کاش بری بود.

اما بری چیز خودش بود. بلند فکر و تجربی و بی امان منفرد. شاید به همین دلیل باشد که با عموم مردم و همچنین جانشینی همراه نبود. جانشینی پول کلان و مکان‌های دوردست است، در حالی که بری، با همه جاه‌طلبی‌اش، همیشه احساس می‌کرد که با قیمتی ارزان تیراندازی شده است. تأثیرات آن نیز بیشتر سمت چپ بود. هر مصاحبه ای را با بیل هدر در پنج سال گذشته بخوانید و با اشاره به سودربرگ و لوئیس بونوئل و FW Murnau و پرستون استرجز غرق خواهید شد. همچنین این حس وجود دارد که جانشینی جدی‌تر گرفته شده است، زیرا قسمت‌های آن یک ساعت طول می‌کشد، در حالی که هنوز هم برخی اهانت‌ها درباره محاسن شکل دراماتیک نیم ساعته وجود دارد.

آنتونی کاریگان در بری
«چیزهای بسیار رضایت بخش» … آنتونی کاریگان در بری. عکس: HBO

همه اینها، به علاوه این فصل آخر مسلماً کمترین دسترسی را برای بری داشته است. این تا حدی به این دلیل است که فصل سوم در حالی به پایان رسید که بری سرانجام به دست عدالت سپرده شد. هادر قبلاً این را با داستانی درباره لری دیوید نشان داده است. هدر گفت که در حال کار بر روی فصل چهارم بری است، دیوید پاسخ داد که او باید دیوانه باشد، زیرا واضح است که داستان از قبل به پایان رسیده است.

با این حال، چیزی که در این فصل باز شد، فضایی بود برای تأکید بر اینکه این شخصیت‌ها چقدر نفرت‌انگیز هستند. در اپیزود اول، بری با یادآوری تمام افسران پلیسی که کشته است به او (و ما) یک رئیس زندان دلسوز را تشویق می کند. ژن کوزینو هنری وینکلر پسر خودش را تیرباران کرد. نوهو هنک با بی حوصلگی شاهد کشته شدن عشق زندگی اش بود. سالی رید، با بازی سارا گلدبرگ معجزه‌آسا، در نهایت نزدیک‌ترین چیز را به یک پایان خوش داده شد، اما او همچنان یک مادر به طرز وحشتناکی سهل‌انگیز را تحمل کرد. تاریخ تلویزیون مملو از شرورها و ضدقهرمانانی است که مخاطبان به اشتباه عاشق آنها شده اند. به تونی سوپرانو یا والتر وایت یا کندال روی فکر کنید. فصل چهارم بری اغلب فرصتی برای نویسندگان به نظر می رسید تا از این اتفاق جلوگیری کنند. بارها و بارها، این نمایش به شدت تلاش کرد تا نشان دهد که این افراد چقدر وحشتناک هستند.

وقتی به این فصل گذشته فکر می کنید، احتمالاً به یاد خواهید آورد که چقدر تاریک بود. در یکی از قسمت‌ها صدای نفس‌های وحشتناک مردی را شنیدیم که در شن غرق شده بود. در دیگری شاهد سوخت کابوس‌هایی بودیم که زمانی دیده شده و هرگز فراموش نشده بود، شبح‌هایی که شخصیتی را در خانه‌شان تعقیب می‌کردند. اپیزود ماقبل آخر هفته گذشته با صدای مردی شروع شد که در حال تهویه هوا بود و شکنجه گرش توضیح می داد که دست و پاهایش را قطع کرده است. این چیزهای بسیار رضایت بخشی بوده است، اگر شکم آن را داشتید، اما این یک اگر بزرگ است. من صادقانه در تلاشم تا فصلی از تلویزیون را به یاد بیاورم که به طور اجتناب ناپذیری تاریک بوده است. غذای راحتی این نبود

اما در کل، این چرخش کاملاً منطقی است. بری به سرعت فرضیه هک کمی خود را تکان داد – هی، همه، یک هیتمن می خواهد بازیگر شود! – با تبدیل شدن به یک مراقبه در مورد ماهیت بخشش. در چه مرحله ای یک شخص کاملاً غیرقابل جبران می شود؟ چه زمانی کسی می تواند از سایه هایی که بر جهان انداخته است فرار کند؟ آیا عشق می تواند به شما کمک کند؟ عدالت؟ خداوند؟ این همیشه نمایشی درباره عواقب بوده است، بنابراین درست بود که مجبور شویم تمام عواقب بری را با جزئیات وحشتناک تماشا کنیم.

از تبلیغات قبلی خبرنامه رد شوید

اما فکر نمی‌کنم اینطوری از بری یاد کنیم. بله، تماشای این چند هفته گذشته سخت بوده است، اما آنها همچنین حاوی لحظاتی از اختراع طاق نما بودند، چیزی که با کل مجموعه مطابقت داشت. 710N سال گذشته شامل تعقیب و گریز موتور سیکلت بود که ده ها سال در مورد آن صحبت خواهد شد. رانی/لیلی فصل دوم به همان اندازه خشن و سورئال بود. علاوه بر این، این یک طنز بی نظیر هالیوودی نیز بود. صحنه ای که در آن یک مدیر شبکه با یک بازیگر با یک مامور با یک سری جیغ و غرغر گفتگو می کند، به طرز خنده داری پول خنده دار بود، و صحنه ای که یکی از مدیران استریم برنامه را با توجه به الگوریتم قدرتمند خود لغو می کند]اخیراً در فضای مجازی منتشر شد. همانطور که نویسندگان برجسته آن را به عنوان نمایشی از تمام ناامیدی های خود انتخاب کردند.

به همین دلیل است که بری سزاوار این است که به عنوان یکی از بهترین های تمام دوران شناخته شود. پس از پاک شدن همه گرد و غبار Succession، مطمئن هستم که تمرکز دقیق تری خواهد داشت. و در حالی که این اتفاق می افتد، بیل هدر به تازگی به خود تضمین داده است که مخاطبانی مایل به دنبال کردن او در هر کجای بعدی هستند.